عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت(حافظ)
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
---------
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
-----------
همه کس طالب یارند چه هشیارو چه مست
همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت
-----------
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
-----------
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوبست و که زشت
---------
نه من از پرده تقوی بدر افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
--------
حافظا روز اجل گر بکف آری جامی
یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ ساعت 9:11 توسط محسن
|