شوخی با استاد
با "صنعتی" و "زبانِ" سختت درگیر
استاد به هرکه می پرستی این ترم
مردی کن و "پیشرفته" را سخت نگیر
**********
در برگه زمان کم است،تعجیل کنیم
سخت است،به اشکِ خویش تکمیل کنیم
از دستِ سوال دادنت ای استاد
باید برویم ترکِ تحصیل کنیم
**********
افسرده شدیم،دم به دم فرسودیم
ما نمره ی صفر،پنج،یک،ده بودیم
آخر چه شد این نمره پرید از دستت؟!
ماها که همه "درست می فرمودیم!"
**********
بی حاشیه ای،ساکتی و سردی تو
از فضل و کَرَم مغتنمی،مردی تو
آرامی و مهربان و ساکت اما
بابای کلاس را درآوردی تو!
**********
گر ثانیه تند می رود،ایست بده
بدخواه اگر که داشتی لیست بده
یکبار بجای نمره ی تک رقمی
از روی کَرَم به کلِ ما بیست بده!
**********
جز صفر زما خبر نخواهد آمد
این کاسه ی صبر،سر نخواهد آمد
خود را به سوال سخت تر خسته مکن
از ما همه هیچ در نخواهد آمد!!!
محسن رنجبر