موسم سفر(مرتضی کیوان)

نکنــــد مــوســم سفـــر بــاشد            

ساربان خفته  بی خبر بــاشد

ادامه نوشته

زآتش خویش هر کسی می سوخت(صغیراصفهانی)

داد درویشــــــی از سر تمــــهــیــــد
سر قلیــــان خویش را به مــــریـــــد 
ادامه نوشته

ای دل ساده بکش درد

ای دل ســاده بکــش درد کـه حقت این است         

از زمانـــه بشـو دل ســرد کـه حقت این است

ادامه نوشته

مادر(ایرج میرزا)

گویند مرا چو زاد مادر 

پستان به دهن گرفتن آموخت

ادامه نوشته

قلب مادر(ایرج میرزا)

داد معشوقه به عاشق پیغام

که کند مادر ِ تو با من جنگ

ادامه نوشته

خجل شدم ز جوانی (شهریار)

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست
ادامه نوشته

از زندگانیم گله دارد(شهریار)

 از زندگانيم گله دارد جوانيم

 

شرمنده ي جواني از اين زندگانيم

ادامه نوشته

چو بستی در به روی من ( شهریار )

چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

ادامه نوشته

ناله نا کامی(شهریار)

 برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم              

حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم 

ادامه نوشته

ایها الناس جهان(سعدی)

ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست

ادامه نوشته

بشر از مادر ایام(شهریار)

بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش

تا عنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش

ادامه نوشته

کودک و خزان(شهریار)

مادری بود  و  دختر و  پسری        

 پسرک  از  می  محبت  مست 

ادامه نوشته