موسم سفر(مرتضی کیوان)
نکنــــد مــوســم سفـــر بــاشد
ساربان خفته بی خبر بــاشد
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۳۰ ساعت 16:47 توسط محسن
|
نکنــــد مــوســم سفـــر بــاشد
ساربان خفته بی خبر بــاشد
ای دل ســاده بکــش درد کـه حقت این است
از زمانـــه بشـو دل ســرد کـه حقت این است
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر ِ تو با من جنگ
شرمنده ي جواني از اين زندگانيم
برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
تا عنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش
پسرک از می محبت مست